مقدمه
در سال 1978 میلادی، مالتوس در مقالهای با عنوان، ارزیابی جمعیت، اظهار داشت، سرانجام رشد جمعیت از ظرفیتهای تولید موادغذایی تجاوز میکند.
گرچه به نظر میرسد، نظر مالتوس دربارۀ روند تصاعد هندسی جمعیت جهان در برابر تصاعد حسابی تولیدات غذایی از نظر منطقی کاملا”درست نباشد، این ولی روزی را که بشر به ناچار با بحران غذا روبرو خواهدشد، به تصویر میکشد. در حال حاضر کشاورزی به عنوان ابزاری که قادر است از سایر علوم در جهت تولید غذا استفاده کند، مورد توجه خاص کشورهایی است که استقلال و تمامیت ارضی و قدرت رقابت بینالمللی در زمینههای سیاسی و اقتصادی را جزء اهداف بلند مدت توسعه قراردادهاند.
یک انسان بالغ بطور متوسط روزانه2800 کالری انرژی نیاز دارد که درکشورهای پیشرفته مصرف روزانه 3500 کالری و در کشورهای عقب نگه داشته شده و جهان سوم این میزان به 2200 کالری برای هر نفر در روز میرسد. بررسیهای آماری بر اساس کل غذای تولید شده برای هر نفر مبتنی براین است که هنوز از نظر کمی و کیفی نقصان جهانی وجود دارد و دربخشهایی از جهان که معمولاَ دنیای در حال توسعه نامیده میشوند و دو سوم کل جمعیت دنیا درآن نقاط زندگی میکنند علائم سوءتغذیه وجود دارد. بطور متوسط رژیم غذایی خصوصاَ در جهان سوم بیشتر نشاسته است. برای مثال محصولاتی مانند برنج، گندم، ذرت، سورگوم و همچنین گیاهان غدهای مثل سیبزمینی و غیره. این محصولات از پروتئین غنی نبوده و کمبود پروتئین در تغذیه میلیونها انسان در کشورهای توسعه نیافته، امروزه یکی از مشکلات حاد میباشد(مجنون حسینی،1383).
پروتئین که یکی از مواد غذایی عمده در تغذیه جانداران محسوب میشود از دو منبع گیاهی و حیوانی تأمین میگردد. میزان جهانی تولید پروتئین حیوانی معمولاَ کمتر ازمیزان جهانی تولید پروتئین گیاهی است ولی، پروتئینهای موجود در غذاهای حیوانی به علت داشتن ارزش بیولوژیکی و مقدار اسیدهای آمینه بیشتر با ارزشتر از پروتئینهای گیاهی میباشند.
تولید پروتئین حیوانی مشکلتر و گرانتر از پروتئین گیاهی است واز طرفی پروتئین گیاهی اساس تولید پروتئینهای حیوانی ازقبیل گوشت قرمز، مرغ، ماهی، شیر و تخممرغ میباشد. لذا، در کشورهایی که به دلایل اقتصادی گوشت و فرآوردههای دامی را کم مصرف کرده و یا به دلایل مذهبی مصرف نمیکنند حبوبات میتوانند منبع عمده این ماده غذایی(پروتئین) را تشکیل دهند(مجنون حسینی،1383).
پس از غلات، دومین منبع مهم غذایی بشر، حبوبات هستند، این گیاهان متعلق به خانواده بقولات(Fabaceae)و زیرخانوادۀ پروانه آسایان(Papilionoideae) میباشند.
لگومها از قدیمی ترین نباتات هستند که مورد کشت و کار انسان قرار گرفتهاند و تاریخ آنها بعنوان نباتات زراعی به زمان نئولیتیک برمیگردد، یعنی زمانی که انسان از شکار و جمعآوری غذا به مرحله تولید مواد غذایی پاگذاشت و وارد یک زندگی بر اساس اجتماع کشاورزی و روستایی شد.
حبوبات، گوشت مردم فقیر نامیده شدهاند، دانه حبوبات با داشتن حدود 18تا32 درصد پروتئین نقش مهمی در تأمین مواد پروتئینی مورد نیاز انسان میتواند داشته باشد. حبوبات علاوه بر تأمین پروتئین بعلت یک ویژگی که تقریباَ خاص گیاهان خانوادۀ بقولات است یعنی وجود باکتریهای تثبیت کننده ازت اتمسفری در ریشه آنها، درحاصلخیزی خاک مؤثرند و هر ساله مقادیر زیادی ازت بعد از برداشت این محصولات به خاک افزوده میشود(مجنون حسینی،1383).
طبق مطالعات انجام شده، ترکیب مناسبی از پروتئین حبوبات با غلات میتواند سوءتغذیه و کمبود اسیدهای آمینه را برطرف سازد. از طرف دیگر با توجه به توانایی تثبیت ازت دراین گیاهان، قراردادن آنها در تناوب زراعی به پایداری سیستم های زراعی کمک میکند (Saxena and Singh،1997).
کمبود پروتئین یا عدم توازن بین مصرف پروتئین و هیدرات کربن ازمشخصات رژیم غذایی انسانها در مناطق گرمسیری است. دانههای غلات حاوی 9 تا 18 درصد پروتئین هستند لذا افزایش گوشت و حبوبات این تغذیه را متعادل و کامل میکند.
رشد جمعیت، بهبود سطح تغذیه، ورود پروتئینهای گیاهی به جیره غذایی، همراه با توسعه دامداریها، افزایش مصرف کاه و کلش و دادن حبوبات در تغذیه دام و طیور، نیاز به دانههای حبوبات و تکاپو برای دستیابی به منابع تازه، باعث افزایش تولید این محصول در جهان شده است.
حبوبات منبع غنی از پروتئین میباشند بطوریکه مقدار آن در حبوبات مختلف از 1/17 تا 2/28درصد متغییر است. عدس با 25 درصد پروتئین در بین گیاهان بعد از لوبیای سویا بیشترین درصد پروتئین را دارد.
حبوبات علاوه بر پروتئین حاوی مقادیر قابل توجهی از انواع چربیها، مواد معدنی، و ویتامینها و… هستند (پارسا وباقری،1387،ص31 ). عدس گیاهی ا ست یکساله که ارتفاع آن تا 30 سانتی متر میرسد. برگهای آن دارای 6 تا 14 برگچه میباشد که در انتهای آن پیچک قرار دارد. گلهای عدس به رنگ سفید و دارای رگههایی به رنگ بنفش است. میوه آن غلاف کوچکی است و معمولآ در هرغلاف 1 تا 3 عدس وجود دارد.
کشاورزی پیشرفته و نوین نقش بسزایی درتولیدات زراعی و باغی کشورهای جهان سوم ایفا کرده است. بسیاری ازمشکلات زیست محیطی به نحو بارزی در سالهای اخیر افزایش یافتهاند از جمله این مشکلات عبارتند از:
1-آلودگی آب از طریق آفت کشها و کودهای شیمیایی.
2-آلودگی مواد غذایی و عناصر غذایی باآفت کشها و کودهای شیمیایی.
3-آلودگی جو با آمونیاک، اکسیدازت، متان و…
4-افزایش شوری آب و خاک .
در چند دهه اخیر، با توجه به افزایش جمعیت و تقاضای روزافزون برای مواد غذایی، از کودهای شیمیایی به عنوان ابزاری برای رسیدن به حداکثر تولید در واحد سطح استفاده بیرویه شده که خسارتهای جبران ناپذیری بر پیکره محیط زیست وارد کرده و ازسویی دیگر تولید و مصرف بیرویه نهادههای شیمیایی (کودهای شیمیایی، قارچ کشها و آفت کشها ) در کشاورزی رایج در طی چند دهه اخیر مشکلات زیست محیطی بسیار زیادی را سبب گردیدهاست که ازاین میان می توان به معضلاتی نظیر آلودگی منابع آب و خاک، کاهش کیفیت محصولات غذایی و برهم زدن تعادل زیستی در محیط خاک که صدمات جبران ناپذیری به اکوسیستمها وارد میسازد اشاره کرد (سلیسپوروهمکاران،1380) .
راه حل اساسی این مشکلات حرکت به سوی کشاورزی پایدار بر پایه استفاده هرچه بیشتر از نهادههای درون مزرعهای از جمله کودهای زیستی می باشد ( ارانکون و همکاران 2006) .
کودهای بیولوژیک یا کودهای زیستی به مواد حاصلخیز کنندهای اطلاق میشوند که حاوی تعداد کافی از یک یا چند گونه از میکروارگانیسمهای مفید خاکزی هستند که روی مواد نگهدارنده مناسبی عرضه می شوند، اصطلاح کودهای بیولوژیک گاهی برای موادی که فقط حاوی فرآوردههای این موجودات هستند نیز بکار برده می شود(سلیسپور و همکاران ، 1380 ).
ضرورت استفاده از کودهای زیستی در ایران :
کشور ما از نظر اقلیمی جزء اقلیمهای گرم و خشک طبقهبندی شده است . وجود این اقلیم خود عاملی است که به کاهش ماده آلی خاک کمک می کند . در اثر فقر ماده آلی در اکثر خاکهای زراعی کشور ، مسائل عدیدهای گریبانگیر تولیدکنندگان شده است که مهمترین آنها عبارتند از : کاهش ظرفیت نگهداری آب در خاک، افزایش وزن مخصوص ظاهری خاک ، کاهش قابلیت جذب عناصر غذائی خاک ، عدم رشد و توسعه ریشه در خاک و … ، بنابراین کودهای زیستی به عنوان طبیعیترین و مطلوبترین راه حل برای زنده نگهداشتن سیستم حیاتی خاک مطرح میباشند، عرضه مواد آلی به خاک به دلیل پاسخگویی به مبرمترین نیاز این خاکها بزرگترین مزیت این کودها محسوب میشود(سلیسپور وهمکاران،1380).
مهمترین باکتریهای آزادزی تثبیت کننده نیتروژن ازتوباکتر وآزسپریلیوم هستند که در محیط ریزوسفر خاک حضور داشته و بصورت هتروتروف از بقایای موجود در خاک استفاده می کنند البته محدود به زندگی با هیچ گیاه خاصی نیستند. ازتوباکتر یک باکتری آزادزی تثبیت کننده نیتروژن است که انرژی مورد نیاز خود را از تجزیۀ بقایای گیاهی و جانوری تأمین مینماید. توانایی ساخت اکسین و هورمونهای محرک رشد، انواع ویتامینهای گروه B، انواع اسیدهای آمینه، سنتز مواد ضدقارچی برای مقابله با عوامل بیماریزای قارچی مانند فوزاریوم، اسکلروتیوم در ریزوکتونیاسولانی و … ، از امتیازات اضافی این باکتری به شمار میرود.
از جمله کودهای زیستی دیگر می توان به ورمیکمپوست اشاره کرد. ورمیکمپوست یک کود آلی زیستی و شامل یک مخلوط بیولوژیکی بسیار فعال از باکتری ها، آنزیم ها، بقایای گیاهی، کود حیوانی و کپسول های کرمخاکی میباشد که سبب ادامه تجزیه مواد آلی خاک و پیشرفت فعالیتهای میکروبی در بستر کشت گیاه میگردد. این کود به لحاظ دارا بودن انواع ویتامینها، هورمونهای گیاهی و عناصرغذایی مورد نیاز گیاه اثر روی رشد و نمو گیاه دارد. این کود دارای بوی مطلوب و فاقد هر گونه آلودگی میکروبی می باشد. ورمیکمپوست دارای خواص مختلفی است که عبارتند از: سبک و فاقد هر گونه بوی نامطبوع، عاری از تخم علف های هرز، حاوی میکروارگانیسمهای هوازی سفید مانندازتوباکتر، بالا بودن میزان عناصراصلی غذایی در مقایسه با سایر کودهای آلی، دارابودن عناصر میکرو مانند آهن، روی، مس و منگنز، دارا بودن مواد محرکه رشد گیاهی نظیر هورمونها، قابلیت بالای نگهداری آب و موادغذایی، فرآوری سریعتر از سایر کمپوستها، عاری از باکتریهای غیرهوازی، قارچها و میکروارگانیسمهای پاتوژن، قابل مصرف در پرورش کلیه محصولات کشاورزی (سجادی نیک،1389).
فرضیهها در این پژوهش عبارتند از:
-
استفاده از کود زیستی ازتوباکتر باعث افزایش عملکرد و اجزاء عملکرد گیاه عدس میشود.
-
استفاده از کود زیستی ورمیکمپوست باعث افزایش عملکرد و اجزاء عملکرد گیاه عدس میشود.
-
استفاده از کودهای زیستی ازتوباکتر و ورمیکمپوست با هم باعث افزایش عملکرد و اجزاء عملکرد گیاه عدس میشود.