%34تخفیف
تعقل از منظر ملاصدرا و علامه طباطبایی
تعداد 169 صفحه فایل word
چکیده
حضور ماهیت در فلسفه ملاصدرا ولو به تبع وجود، موجب گشته تا علی رغم پذیرش مساوقتِ میان علم و وجود، بر شرط تجرد نفس، و عدم مغایرت میان عالم و معلوم، در تحقق تمام مراتب ادراک تأکید شود. لذا ایشان برای رفع مسئله مطابقت میان ذهن و عین به شرط مذکور تمسک جسته، و براساس اصل اتحاد عاقل و معقول، به تناسب سعهی وجودی نفس، مراتب مختلفی از ادراک و تعقل را مطرح؛ و حقیقت تعقل را منحصر به مرحلهی ایصال نفس به عالم تجرد تام و اتحاد با عالم عقول دانستهاند.
علامه طباطبایی برخلاف ملاصدرا ماهیت را مفهومی فلسفی دانسته و با تبیین آن در موطن ذهن و سعی در ردﱢ نگاه استقلالی وجودات رابط، صرفاً نگاه وجودی ما به ینظر به عالم واقع داشته، و معتقدند تنها حقیقتی که متن واقع را دربر گرفته وجود است. بر همین اساس ایشان به خاطر عدم دغدغهی حضور ماهیت در فلسفهی خود، هرگز در پاسخ به مسئله چگونگی مطابقت میان ذهن و عین ملتزم به شرط تجرد نفس و عدم مغایرت میان عالم و معلوم نگشته؛ زیرا ایشان حقیقت علم را حضور دانسته و در کنار شهود باطنی شهود لایههای وجودی را ملاک معرفت قرار میدهند، به این معنا که با تعریف سه لایهی وجودی برای انسان و منطبق کردن آن بر سه لایهی عالم واقع، و همینطور در نظر گرفتن احاطهی این عوالم بر یکدیگر، اساس شناخت را حضور و ارتباط این لایهها نزد هم معرفی میکنند.
علامه طباطبایی با لحاظ مغایرت مذکور، نه تنها وحدت وجودی و رتبی عالم و معلوم را نمیپذیرند، بلکه براساس تفسیری متفاوت از نسبت میان وجود و ماهیت، شق دیگری از اتحاد عالم و معلوم را مطرح میکنند.
کلیدواژه: تعقل، معقولات، عقل فعال، اتحاد عاقل و معقول، مفاهیم حقیقی، مشاهده، ملاصدرا، علامه طباطبایی
دسته: علوم انسانی, فلسفه
برچسب: اتحاد عاقل و معقول, تعقل, عقل فعال, علامه طباطبایی, مشاهده, معقولات, مفاهیم حقیقی, ملاصدرا