%41تخفیف
دانلود پروژه:مظاهر فرهنگ و تمدن ایرانی در آثار ابوحیان توحیدی
تعداد 234 صفحه این فایل word
چکیدهفرهنگ ايراني كه از سدههاي نخست اسلامي وارد زبان و ادبيات عربي شده بود، در قرن چهارم، گويي جزئي از فرهنگ عربي گشته، در ميان مردم رايج و معمول بود. اين فرهنگ با ابزار زبان انتقال داده شد، پس نفوذ گستردهی آن را باید در آثار نویسندگان ایرانی نژاد عربی نویس یافت، ابوحیان توحیدی دانشمند بزرگ جهان اسلام در قرن چهارم هجری، از جملهی این نویسندگان است که در آثارش نشانههایی از ایران به وفور یافت میشود. در آثار او بیش از چهارصد وامواژهی فارسی وجود دارد که با بارهای معنایی خود، مظاهر مختلف فرهنگ ایرانی را به زبان و ادبیات عرب منتقل کرده، و در بارهی مظاهر گوناگون آن، اطلاعات سودمندی به خواننده میبخشد. بیشتر کلمات فارسی تألیفات او در حوزهی تمدن مادی ایران قرار دارد؛ پدیدههای مربوط به حوزهی هنر موسیقی و معماری ایرانی، صنایع مختلف ایرانی مانند صنعت نساجی و پوشاک، صنعت ظروف، عطرها، کشتیسازی، همچنین مسائل فرهنگی و ورزشی ایرانی مانند الفاظ تقویم ایرانی، جشنها، آیینها، بازیها و سرگرمیهای گوناگون، مسائل اداری و حکومتی، مسائل مربوط به علم زیستشناسی گیاهی و جانوری، اطلاعاتی مربوط به غذاهای ایرانیان، معدنشناسی و فلزکاری، رنگها و… در آثار او فراوان است و نشان از آن دارد که پایهی بیشتر آثار و نوشتههای توحیدی، بر دانش ایرانی استوار است. از نظر تعداد، نام خوراکیها، گیاهان، پارچه و پوشاک، بیشترین سهم را در آثار او دارند، پس از آن نام ظروف، معماری، مسائل اداری و حکومتی، میوهها، عناصر معدنی و سنگهای قیمتی، گلها و درختان، پرندگان، جانوران، موسیقی، بازی و سرگرمی، وسایل منزل، رنگ، حرفه و ابزار آن، رایحههای خوشبو، واحد اندازهگیری، سالنامه، جشن، آیین، کشتی و قایق به ترتیب قرار میگیرد. از طرفی دیگر، این نشانههای واژگانی به صورت یکسان در آثار او پراکنده نشده است؛ در برخی از کتابها، تعداد واژگان فارسی زیاد و در برخی دیگر بسیار کم میباشد، با بررسی انجام شده، بیشترین تعداد واژگان فارسی را در کتاب الرسالة البغدادیة (دویست و چهل واژه و اصطلاح فارسی)، پس از آن در کتاب البصائر و الذخائر (صد و نود واژه)، و سپس در کتاب الامتاع و المؤانسه (صد و ده واژه) میتوان یافت. و کتابهای مثالب الوزیرین (شصت واژه)، الهوامل و الشوامل (بیست و هشت واژه)، الصداقة و الصدیق (بیست واژه)، المقابسات (شانزده واژه)، الاشارات الالهیة (پانزده واژه)، الرسائل (سیزده واژه) و ثلاث رسائل (هفت واژه) از نظر تعداد واژگان به ترتیب در مرتبههای بعدی قرار میگیرند و این مطلب به وضوح نشان میدهد که کتابهایی که با فرهنگ مادی ایران نسبت داشته و به زندگی مادی و ملموس مردم پرداخته است، بیشترین تعداد معربات را در بردارد اما در مقابل در کتابهایی که مربوط به فلسفه و مسائل مختلف فلسفی است، کمترین تعداد معربات فارسی به کار رفته است. تعداد بیشماری از این واژگان، از جمله واژگانی است که در معرباتی همچون «المعرب» ادّی شیر و جوالیقی یافت نمیشود. از نظر بستر زمانی کلمات، تقریبا هفتاد واژه از واژگانی که در نثر ابوحیان آمده است، واژگانی است که در دو عصر جاهلی و اسلامی وارد زبان و ادبیات عربی شده و تا این قرن نیز همچنان برجای ماندهاند. حدود سی واژهی دیگر، واژگانی است که در آثار منثور و منظوم عصر اموی به کار رفته و در زبان عربی برجای مانده است. بیش از صد و نود واژهی به کار رفته نیز واژگانی است که در عصر عباسی رایج و معمول بوده و در شعر شاعران و نثر نویسندگان این عصر به کار رفته است و تقریبا صد و ده واژه نیز واژگانی است که ظاهرا برای اولین بار در آثار ابوحیان توحیدی استعمال شده، وارد ادبیات عربی گشته است. |
واژگان کلیدی: ادبیات تطبیقی، فرهنگ و تمدن ایرانی، زبان فارسی، نثر عربی، ابوحیان توحیدی |
دسته: ادبیات, علوم انسانی
برچسب: ابوحیان توحیدی, زبان فارسی, فرهنگ و تمدن ایرانی, نثر عربی, واژگان کلیدی: ادبیات تطبیقی