دانلود محصول: حیات سیاسی- نصربن سیار
تعداد 206 صفحه فایل word قابل ویرایش
Site: www.filenaab.ir
دانشکده ادبیات و علوم انسانی
گروه تاریخ
جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد
رشته تاریخ اسلام
عنوان
حیات سیاسی- نصربن سیار
چکیده
خراسان در روزگار امویان ایالتی مهم و سوق الجیشی بود که نقش تعیین کننده ای در تحولات آن دوره داشت. ترکیب جمعیت با فتح اسلامی تغییر محسوسی کرد، بدین ترتیب که قبایل عرب برای ادامه فتوحات در آسیای میانه به تدریج وارد منطقه خراسان شدند و ضمن محاربه با نامسلمانان با جمعیت بومی ایران در آمیخته و باعث پا گرفتن اسلام در منطقه شرق خلاقیت اسلامی گشتند. به عبارتی دیگر خراسان به منزله ی پایگاه اعراب مسلمان برای کنترل فلات ایران و ماطق شرق در آمد اما این وضعیت قبایل عرب و اتحاد و یکپارچگی آنان دوامی نداشت. زیرا به تدریج این قبایل با یکدیگر درگیر شدند وب ا عنایت به اختلافات سابقه دار اعراب شمالی و جنوبی ( که حتی بیش از ظهور اسلام نیز وجود داشت) خراسان عرصه کشمکش و رقابت بین این قبایل شد و در سرونوشت حکومت اموی نقش تعیین کننده ای بازی کرد. با مطالعه اوضاع خلاقت اموی و نقش عراق در مقدرات خراسان مشاهده می کنیم که حکام خراسان اغلب به واسطه حکمران عراق و با تائید مرکز خلافت برگزیده می شدند و مسئله وفاداری به خلافت اموری و حمایت خلیفه وقت در موفقیت یا عدم توفیق، حکمرانان نقشتعیین کننده ای داشت. نصربن سیار آخرین حاکم اموی خراسان بود که نظریه لیاقت و وفاداری خویش به دستگاه خلافت به حکمرانی آن منطقه انتخاب شد و کوشید با به کار بستن توان سیاسی خود اوضاع آشفته خراسان را در اواخر عهد اموی سامان دهد. اختلافات قبیله ای اعراب در خراسان و ظلم و ستم انان به نو مسلمانان و عدم توجه خلافت اموی به امور آن ایالت نصر را بر آن داشت تا اصلاحاتی را برای وحدت قبایل عرب و کم کردن فشار بر نو مسلمانان انجام دهد. وی کوشید مالیات ها را منظم و دیوان ها را صالاح کند، امتیازاتی به نو مسلمانان واگذار کند و با تطمیع، برخی سران قبایل قحطانی را مطیع سازد. با برررسی روایت های مختلف می توان موفقیت نسبی برای وی قائل شد ولی باید شااره کرد که حاصل تلاش وی نیز همانند اتحاد قبایل سست و شکننده بود به طوری که با اغتشاش در مرکز خلافت (شام) و ضعف و سستی در ارکان خلافت به تدریج در کار وی شکست افتاد. می توان گفت که انتصاب والی قحطانی (منصور بن جمهور) بر عراق که رقیب بن سیار عدنانی بود، آخرینامیدهای وی را برای اصلاح امور خراسان و در نهایت نجات امویان از بین برد. انعکاس این ضعف ها در پیدایش نهضت عباسیان در خراسان به وضوح دیده می شود. درگیری های نصر بن سیار با جددیع بن علی کرمانی (که از قبیله قحطانی بود) و جنگ و دشمنی های طولانی با وی باعث کم رمق شدن نیروهای طرفدار اموری و در نهایت غلبه اومسلم خراسانی بر آنان شد. باشکست نصر بن سیار از ابو مسلم و به دنبال آن شکست مروان بن محمد در نبرد زاب، خلافت به عباسیان واگذار شد.
واژه های کلیدی : اعراب قحطانی، اعراب عدنانی، خراسان، امویان، ابومسلم خراسانی، حارث بن سریج ، عباسیان