%37تخفیف
تحلیل گفتمان خطمشیهای عمومی مرتبط با بازنشستگی در جمهوری اسلامی ایران و ترسیم آیندههای بدیل
تعداد 228 صفحه فایل word
چکیده
هدف این تحقیق، عبارتست از ارایه تاریخ دورهبندی و چگونگی تحولات گفتمانهای خط مشیهای بازنشستگی در بستر گفتمانهای سیاستی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران در بعد از انقلاب و توصیف ویژگیهای گفتمانی، تبیین، و ترسیم آیندههای بدیل بر اساس گفتمانهااست.
برای تحقق این هدف، نظریات گفتمان لاکلاو و موفه وفرکلاف، چهارچوب نظری این پژوهش انتخاب شده است. از نظر روششناسی برای درک تحولات معنایی در سیر تاریخی، دادههای گفتمانی به روش لاکلاو موفه تحلیل میشود. روششناسی لاکلاو موفه بر اساس نظام پدیده نشانه شناسی استوار است. موقتی بودن سرشت رابطه دال و مدلول در این نظریه برای آینده پژوهی، امکان برسازیهای بدیع، وگشودن آیندههای بدیل را فراهم میسازد. از نظریه فرکلاف برای تبیین پدیده در هر دوره مستقل از سایر دوره استفاده میشود. ابزارهایکارآمد تحلیل متن در روش فرکلاف، کاستی روش لاکلاو موفه را برطرف میسازد.روششناسی آینده پژوهانه این تحقیق بر چند پایه استوار است. رویکرد تعمیق آینده سهیل عنایت الله و تحلیل لایهای، روش آیندهای بدیل موسسه رند، و استفاده از فهمروایتی برای شرح آیندههای بدیل.
اگرچه موضوع بازنشستگی به دلیل تغییرات جمعیتی دغدغه مهم اغلب کشورها در سطح جهانی است، آمار وارقام مربوط به وضعیت صندوقهای بازنشستگی در ایران نشان میدهد که جامعه ایرانی در سالهای نه چندان دور، بحرانهایی جدیتر از سایر کشورها را تجربه خواهد کرد.اینمساله برغم پیچیدگیهايي که در لایههای آشکار و پنهان خود دارد،غالباً ساده انگاشته شده و به راهحلهای دمدستی سپرده میشود.یافتههای پژوهش حاکی از این استکه اگر چه دال شناور مفهوم بازنشستگی در بستر گفتمانهای سیاسی و اجتماعی زمینه(جبران نیازهای مسکوت مانده، سازندگی، اصلاحات، واصولگرایی عدالتخواه)، در طول سه دهه پس از پیروزی انقلاب به لحاظ تحلیل گفتمانی(مضامین، نشانه، دالها، مدلولهاو…) یکسان نبوده است، یعنی بر مقوله بازنشستگی در هر فضای گفتمانی، معناهای متفاوت، و بعضاً متضاد تثبیت شده است، اما همه گفتمانهای پیشین کم و بیش، معناهای بلندمدت از قبیل، عدالت بین نسلی، تنظیم قطعیتهای هزینهای با عدم قطعیتهای درآمدی، دورهی عمر هزینهای سیاستها، تنظیم تعهدات با منابع و… حاشیهرانی کردهاند. در واقع در فرایند تقلیل معنایی، معناهای بلندمدت حاشیهرانی، و معناهای کوتاهمدت برجسته شده است. بر همین اساس، مسایل و مشکلات حوزه بازنشستگی، با جابجایی گفتمانها نه تنها مهار نشده است، بلکه به حالت انباشتگی رسیده و استمرار پیدا کرده است. با توجه به نقش گفتمانهادر ساخت اجتماعی واقعیت آیندههای بدیل، در این تحقیق، گفتمانهامبنای ساخت آیندههای بدیل قرار گرفته است. بر این اساس، چهار گفتمان سیاسی و اجتماعی از جمله رفع دوگانگی طبقاتی با دال مرکزی رفع دوگانگی طبقاتی، تولید و توسعه اقتصادی با دال مرکزی پشتوانه بودن برای تولید، جامعه مدنی با دال مرکزی گذار به جامعه مدنی، و اصولگرایی عدالتخواه با دال مرکزی عدالت به معنای دسترسی یکسان و برابر آحاد کشور به منابع، با توجه به امکان بازتولید در آینده مورد استفاده قرار گرفته است. از آنجا که گفتمانی بلندمدت با مفصلبندیهای بدیع و حولدال مرکزی “استحکام درونی بلندمدت” در حال ظهور وشکلگیری است، بنابراین آیندههای بدیل فقط به گفتمانهای تاریخی هژمونیک شده محدود نمیشود، بلکه امکانهای گفتمان در حال ظهور برای ساخت آیندهای نو نیز مورد توجه قرار گرفته شده است. در این تحقیق، نُه آیندهی بدیل حاصل تسلط تک قطبی و یا تلفیقی گفتمانهاترسیم شده است.
تحلیل گفتمانهای پس از انقلاب نشان داد که اگر چه بحران بازنشستگی خود را در صندوقهانمایان میکنند، اما محل تولید و بازتولید آنها لایههای عمیقتر پدیده یعنی گفتمانهاهستند.
نگاه گفتمانی و فهم روایتی در این تحقیق، ما را به این واقعیت رهنمون کرد، که نمیتوان بر اساس نظریات منتزع از روایت، به دستورکارهایی رسید ومساله را بطور کامل ریشه کن کرد. چراکه هر سیاست برون رفت از بحران که از بیرون بر روایت تحمیل شود، با قدرت روایت مواجه خواهد شد و شاید فاجعه بزرگتری تولید شود، در واقع روایت واکنشهای سیاستی را به ذیل خود درآورده، و خود را قویتر میسازد.
فهم روایتی در این تحقیق، به جای تحمیل راه حلاز بیرون، مارا به چگونگی زیستن در درون روایت دعوت میکند. در پایان این تحقیق، براساس فهم محقق از امکانهای درون روایت، دلالتهای سیاستی مطرح شده است، و نه راهبردها و سیاستهای حل بحران. تا با توجه به این دلالتها، آرام آرام شیب بحران بازنشتسگی ملایمتر شود، به مرور امکانهای تازه گشوده گردد. تااز درون روایت، آیندههای مرجح شکل گیرد. یافتههای این تحقیق میتواند مورد استفاده سیاستگذاران کلان و نهادهایی سیاستی قرار گیرد که دغدغههايي از قبیل عدالت بین نسلی، استحکام و پایداری کشور در افق زمانی بلند مدت دارند.
واژگان کلیدی:تحلیل گفتمان، مفصلبندی، سیاستهای بازنشستگی، آیندههای بدیل، رویکرد روایتی
دسته: علوم اجتماعی, علوم انسانی
برچسب: آیندههای بدیل, تحلیل گفتمان, رویکرد روایتی, سیاستهای بازنشستگی, مفصلبندی
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تحلیل گفتمان خطمشیهای عمومی مرتبط با بازنشستگی در جمهوری اسلامی ایران و ترسیم آیندههای بدیل” لغو پاسخ
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.