%34تخفیف
تعیین میزان تأثیر مؤلفههای مدیریت آموزش عالی بر همکاریهای دانشگاه و صنعت: ارائه مدلی مفهومی
تعداد280صفحه در فایل word
رسالۀ دکترای رشته مدیریت آموزش عالی (Ph.D)
تعیین میزان تأثیر مؤلفههای مدیریت آموزش عالی بر همکاریهای دانشگاه و صنعت: ارائه مدلی مفهومی
چکیده
در جهان توسعه یافته امروزی شکل دانشگاهها تغییرات زیادی یافته است و از شکل سنتی صرف به انعطاف پذیر، جامعهنگر و صنعتگرا تغییر پیدا کرده است. دانشگاه هایی که خواستهها و نیازهای صنایع و جامعه را در نظر میگیرند و پاسخگوی این نیازها هستند، بهتر میتوانند به حیات خود ادامه دهند، دانش خود را کاربردی کنند و برای جامعۀ خود مفید باشند. این پژوهش با هدف ” تعیین میزان تأثیر مؤلفههای مدیریت آموزش عالی بر همکاریهای دانشگاه و صنعت و ارائه مدلی مفهومی ” انجام شد.
پژوهش حاضر کاربردی و از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری از دو گروه از دانشگاهها و صنایع بزرگ مستقر در کلان شهر تهران تشکیل شده بود. گروه اول را دانشگاههای مستقر در کلان شهر تهران شامل دانشگاههای دولتی (25 دانشگاه)، آزاد اسلامی (19 واحد)، جامع علمی کاربردی (79 واحد) و پیام نور (18 واحد)- جمعاً 141 دانشگاه- و گروه دوم را 63 کارخانه و شرکت صنعتی کلان شهر تهران- که با دانشگاه ها ارتباط و همکاری متقابل داشتند- تشکیل می دادند. از این میان 21 دانشگاه انتخاب و 63 شرکت صنعتی تمام شماری شدند. با مراجعه به دانشگاه ها وصنایع نمونه به ترتیب 100 و 120 پرسشنامه قابل استفاده گردآوری گردید.
در این پژوهش از مصاحبه برای تعیین چارچوب کار و مشخص کردن مؤلفهها و سازهای مهم استفاده شد که به روشن شدن بهتر مسیر حرکت تحقیق انجامید. سؤالات مصاحبهها درباره چیستی مؤلفههای مدیریت آموزش عالی و تعیین میزان تأثیر و اهمیّت هر کدام از این مؤلفهها بر همکاری های میان دانشگاه و صنعت بودند.
ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقّق ساخته بود. پرسشنامه مذکور بر اساس جمعبندی حاصل از نظرات و مصاحبه های کیفی و ادبیات پژوهش در پنج عامل ساختاری با 9 سؤال، فرهنگی و اجتماعی 10 سؤال، آموزشی 15 سؤال، مدیریتی 8 سؤال و مالی 6 سؤال طراحی شد.
برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. همچنین از روش مدل سازی معادلات ساختاری، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اوّل و مرتبه دوّم، بهره گرفته شد. نتایج بدست آمده حکایت از شناسایی 5 مؤلفه ساختاری (92%)، فرهنگی و اجتماعی (100%)، آموزشی (43%)، مدیریتی (82%) و مالی (32%) در دانشگاهها داشت و در صنایع نیز به ترتیب مؤلفه های ساختاری (71%)،فرهنگی و اجتماعی (99%)، آموزشی (92%)، مدیریتی (100%) و مالی (34%) حائز اهمیت بودند. متغیرهای هر یک از مؤلفه ها نیز مورد شناسایی و تأثیرسنجی قرار گرفتند. بدین ترتیب با توجه به خروجیهای آزمونها و تحلیلهای عاملی اکتشافی و تأییدی، مدل نهایی طراحی شد. در پایان نیز پیشنهادهایی به دانشگاهها، صنایع و پژوهشگران پژوهشهای آتی ارائه گردید.
کلید واژه ها : دانشگاه، صنعت، مدیریت آموزش عالی، همکاری.
دسته: علوم اجتماعی, علوم انسانی, علوم تربیتی
برچسب: صنعت, کلید واژه ها : دانشگاه, مدیریت آموزش عالی, همکاری